سيد جمال الدين الحسيني الأفغاني وآخرين
28
ضياء الخافقين
علاء الملك » سفير إيران در روسيه ، به « مورير » سفير انگليس متوسل مىشود ، تا بلكه جلوى اقدامات سيد را بگيرد . سفير انگليس هم ، نامهء محرمانهاى را به شمارهء 87 مؤرخ 27 اپريل 1892 از « سنت پترزبورگ » براي وزير أمور خارجهء انگلستان مىفرستد ، مضمون اين نامهء محرمانه هم با قدرت اختلاف ، تقريباً به نامهء فوق « سرلاسل » شبيه است . شاه پس از نوشتن نامه مورد اشاره به امين السلطان باز از شدت خشم وناراحتى در همان روز ، نامهء ديگرى به وى مىنويسد : شرحي را كه اين پدرسوخته شيخ جمال الدين نوشته است در واقع چيزى نيست جز اينكه از سر تا ته همهاش فحش وتحريك واخلال بر عليه مقام سلطنت با اين دليل روشن در مقابل آنان هر گاه چنين شخصي را لا أقل به زندان نيندازند ديگر چه نوع دوستى را دولت انگلستان نسبت به ما ادعا مىكند چگونه مىتوانم اظهارات دوستانه آنها را باور نمايم . بايد همين امروز از سفير انگليس بخواهيد كه از شما ديدن نمايد اين دستخط را براي أو بخوانيد ورونوشت آن را به انضمام نامه عربى به أو بدهيد با اين دليل محكمى كه در مقابل خود دارند وجمال الدين به مقام سلطنت فحش گفته است أو را بايد بدون معطلى به حبس ابد محكوم نمايند وگرنه ما بايد از دوستى انگلستان به كلى نااميد شويم » [ 1 ] . امين السلطان هم ، اين دستخط را به ضميمهء نامه خود كه نقل مىشود [ 2 ]
--> [ 1 ] . همان مدرك . [ 2 ] . وى اين نامه را به « محمدعلى خان » سفير إيران در انگلستان مىنويسد : « بعد العنوان مجدداً شيخ جمال الدين مقاله به عربى انتشار داده وبراي توزيع بين مردم عراق عرب وساير نقاط تعدادى از آن را فرستاده است . چند روز پيش آن مقاله به نظر أعلى حضرت همايونى رسيد . اين دفعه جمال الدين بىشرمى را به اعلىترين درجه رسانيده است چنان عبارات زننده وتندى به كار برده است كه هرگز سابقه ندارد از أول مقاله تا آخرش تمام مطالب يك پارچه تهمت وتوهين به مقام سلطنت است حتى به اين عبارات ركيك قناعت ننموده وعلما را تحريك نموده است كه نه تنها خدمت به شاه را براي مردم إيران تحريم نمايند بلكه أو را براي هميشه از مقام سلطنت خلع كنند . اين مزخرفات را طورى ادا نموده است كه از تكرار آن شرم دارم . من يك نسخه از آن مقاله را براي شما به پيوست فرستادم كه پس از خواندن آن را نزد « لرد ساليسبورى » ببريد ومفاد آن را براي أو شرح دهيد چون در اين مقاله ، خود شاه مستقيماً مورد هدف تهمت وافترا قرار گرفته لذا از جانب شاه نزد لرد ساليسبورى رسماً شكايت نمائيد وبه أو بگوئيد كه چنين به نظر مىرسد كه كشورى كه خودتان را دوست ما قلمداد مىكنيد شماها باعث اين همه فتنه وآشوب شدهايد وهمان بلوائي را كه در مسئله رژى تنباكو راه انداختيد باز هم داريد ادامه مىدهيد . چگونه ممكن است نام اين جزوهء عادى را روزنامه گذاشت وگفت كه « روزنامهها آزاد باشند » آن هم جزوهاى كه علناً در مملكت فتنه وآشوب برپا كرده وصلح مردم را به هم زده است . خلاصه چارهاى براي اين كار بايد كرد يا بايد أو را به حبس بياندازند يا اينكه به جاى دور دستى تبعيد نمايند تا اينكه أعلى حضرت همايونى به دوستى وحسن نيت دولت انگلستان اعتماد نمايد . امين السلطان